برای یافتن پاسخ این پرسش، باید از یک واقعیت ساده شروع کرد: آخرین تصویری که از بازار سرمایه در دست داریم، متعلق به دورهای پیش از شوک جنگ است؛ در حالیکه اقتصاد، انتظارات و ریسکهای پیشروی شرکتها در این فاصله دستخوش تغییر شدهاند. بنابراین پرسش اصلی این است که بازاری که قرار است دوباره باز شود، تعادل خود را بر چه مبنایی پیدا میکند و چه عواملی سطح جدید ارزشگذاریها را تعیین خواهند کرد.
مسعود جعفری، مدیر تحلیل سامانه تحلیلی کیانلایو، با اشاره به شاخص کیان۵۰ ـ که شامل بررسی ارزشگذاری ۵۰ شرکت بزرگ بازار بهجز بانکها و شرکتهای زیانده است ـ این شاخص را نقشه راهی برای شناسایی تراز ارزشگذاری در بازار توصیف میکند. به گفته او، نگاه سرمایهگذاران پیش از جنگ بر این فرض استوار بود که درگیری محدود خواهد ماند و زیرساختها آسیب جدی نخواهند دید؛ فرضی که اکنون با واقعیتهای رخداده فاصله دارد. به اعتقاد او، اثر جنگ را میتوان کموبیش در اغلب گزارشهای شرکتها مشاهده کرد.
جعفری دو عامل را در حال حاضر از مهمترین چالشهای پیشروی صنایع میداند؛ اختلال در واردات نهادههای تولید و صادرات انرژی، و در کنار آن مسئله عدم تخصیص ارز که بسیاری از صنایع با آن مواجه شدهاند.
او با اشاره به دشواری برآورد دقیق ریسکها در شرایط کنونی معتقد است اگر بازار در سه هفته آینده بازگشایی شود، نسبت پیبهای در محدوده ۳.۴ تا ۳.۵ میتواند سطحی منصفانه برای ارزشگذاری شرکتها تلقی شود؛ سطحی که بخش قابل توجهی از ریسکها را در قیمتها لحاظ کرده است. پس از آن لازم است سود شرکتها با دقت بیشتری بررسی شود. در مورد شرکتهایی که بهطور مستقیم آسیب دیدهاند، او ارزش روز داراییها را یکی از معیارهای مهم سنجش ارزشگذاری میداند. به باور جعفری، با توجه به تورم بالا و افزایش ارزش داراییها، فضای ارزشگذاری آتی آنقدرها هم بدبینانه نیست.
او همچنین محاصره دریایی را ریسکی پرابهام توصیف میکند، اما احتمال دائمی بودن آن را پایین میداند. در نهایت نیز بر ضرورت تغییر رویکرد سرمایهگذاران تأکید میکند؛ تغییری از تمرکز صرف بر سود بیشتر به سمت تنوعبخشی در سبد داراییها.
واقعیتهای جدید بورس را چگونه اندازهگیری کنیم؟
گفتوگوی کامل را به صورت تصویری و یا صوتی در سایت فردای اقتصاد، ببیننده و شنونده باشید
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
برنامه واچلیست با اجرای علیتسنیمی
تبادل نظر